![]() |
![]() |
|
|
در اخبار آمده خاتمی هم در انتخابات شرکت کرده.
این آقا از ابتدا با مواضع دو پهلو که بیشتر به تحریم انتخابات نزدیک بود وارد میدان شد و فکر می کرد مردم به خاطرعدم حضور دوستان ایشون توی انتخابات شرکت نمی کنند ولی امروز که دید مردم حضور پر شوری دارن سریع شناسنامه رو برداشت رفت رأی بده تا بگه اینکه ما توی انتخابات نبودیم و باز مردم رفتند رأی دادند درست نیست و ما هم بودیم چون اگه ما نباشیم مشارکت خیلی پایین میاد. خدا عاقبت همه رو به خیر کنه ما هم حواسمون جمع باشه گول این ها رو نخوریم |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 18:37 توسط من |
|
|
"اما حقیقت این است كه كسب توفیق در جشنواره های خارج از كشور ارزشی را اثبات نمی كند. آنها به تكنیك محض جایزه نمی دهند و راهشان نیز با ما متفاوت است. تكنیك و محتوا را نیز نمی توان از یكدیگر تفكیك كرد و چون اینچنین است، پر روشن است كه آنها كدامین فیلم ها را خواهند پذیرفت. كسی مخالف شركت در جشنواره های خارج از كشور نیست، اما آنچه كه اصلا در شأن ما نیست، شیفتگی و مقهوریت و مرعوبیت در برابر آنهاست. آیا فیلم هایی كه به فستیوال های خارجی می روند نباید بویی از حقیقت انقلاب اسلامی و معتقدات ما داشته باشند؟ ... و تو گویی این بیماری اصلا همه گیر است، چرا كه در زمینه هنرهای تجسمی نیز هنوز كه هنوز است، تابلوهایی برای شركت در بی ینال های خارجی انتخاب می شوند كه رنگ و بویی از انقلاب و مردم و جنگ ندارند و بعضا مخالف با آرمان های غایی جمهوری اسلامی و انقلاب هستند. ما باید بنشینیم و یك بار برای همیشه تكلیف خود را بفهمیم. به راستی این همه هیاهو برای چیست؟ هیاهوی بسیار برای هیچ و یا حتی كمتر از هیچ؟" |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 15:17 توسط من |
|
|
غیر از خودمون کسی نمیتونه و نمی خواد مشکلات ما رو حل کنه اگه می خوای تحریم ها تهدیدها و مشکلاتت کمتر بشه به دشمن هات نشون بده که در مقابلشون محکم می ایستی تا بفهمند با ایجاد سختی ها نمی تونند جلوی تو رو بگیرند.
بگرد یک نماینده دلخواه پیدا کن تا یک قدم در رفاه برداشته باشی که اگه همه با هم باشیم میشه ۷۰ میلیون قدم و حتما وضع عوض میشه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 21:28 توسط من |
|
|
اي کساني که ايمان آوردهايد! يهود و نصاري را ولي (و دوست و تکيهگاه خود،) انتخاب نکنيد! آنها اولياي يکديگرند؛ و کساني که از شما با آنان دوستي کنند، از آنها هستند؛ خداوند، جمعيت ستمکار را هدايت نميکند (ولي) کساني را که در دلهايشان بيماري است ميبيني که در (دوستي با آنان)، بر يکديگر پيشي ميگيرند، و ميگويند: «ميترسيم حادثهاي براي ما اتفاق بيفتد (و نياز به کمک آنها داشته باشيم!)» شايد خداوند پيروزي يا حادثه ديگري از سوي خود (به نفع مسلمانان) پيش بياورد؛ و اين دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشيمان گردند! سوره مائده آیات 51 و 52 آیا این دو آیه در وضعیت امروز کشور در مقابل بیگانگان راهگشای ما نیست؟ بدانید وعده خداوند حق است پس باز هم مثل این 33 سال مقاومت می کنیم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 0:3 توسط من |
|
|
خیلی از مخالفین مدعی هستند که در زندان های ایران متهمین سیاسی را شکنجه می دهند اما برای من این سؤال باقی مونده که چطور از زیر اون شکنجه های به قول خودشون سخت ، آقای تاج زاده مرتب از داخل زندان بر علیه نظام نامه بیرون میده یا اینکه زندانیان به صورت گروهی بیانیه در تحریم انتخابات می دن کاش یه نفر به این سؤال من جواب بده. 9 دی مبارک |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم دی 1390ساعت 9:59 توسط من |
|
|
وبلاگ جدی گفتم، چرا می خندی؟ در مطلبی نوشت:
این مطلب رو دو سال پیش نوشته بودم (در وبلاگ فیلتر شده چهارنما). این چند روزه فقط باید از ۹ دی نوشت. برای همین فکر کردم بازنشر این مطلب با اندکی تغییرات خالی از لطف نباشه. پس از انتخابات، بسیاری از کسانی که به میرحسین موسوی رأی داده بودند با دیدن رفتارها و بیانیه های او از رأی خود پشیمان شدند. با گذشت زمان چهره نفاق روشن تر شد و در روز عاشورا اوج انحرافِ خود را نشان داد و کار به جایی رسید که امروز تقریبا تمامی طرفداران سابق میرحسین موسوی از او برگشته اند. * در تصویر فوق، خط آبی جمعیت شرکت کننده در ۲۵ خرداد را نشان می دهد. این راهپیمایی اوج حضور معترضین به انتخابات در تهران بود و در زمانی برگزار شد که هنوز اعتراض ها به خشونت کشیده نشده بود و مردم تحت تأثیر سخنان افراد پرسابقه و بزرگی چون نخست وزیر و رئیس جمهور و رئیس مجلس سابق قرار داشتند. خط قرمز هم جمعیت راهپیمایی عاشورائیان را در روز ۹ دی نشان می دهد که این هم اوج حضور خالص مردم حامی انقلاب و رهبری در تهران بود. حالا به این ارقام توجه کنید: فاصله میدان انقلاب تا آزادی حدود ۶۸۰۰ متر با عرض متوسط ۴۰ متر فاصله میدان امام حسین تا انقلاب حدود ۷۵۰۰ با عرض متوسط ۳۰ متر مساحت خیابان از میدان انقلاب تا آزادی= ۲۷۲۰۰۰ متر مربع مساحت خیابان از میدان امام حسین تا انقلاب=۲۲۵۰۰ متر مربع جمع کل= ۴۹۷۰۰۰ متر مربع این آمارها از سایت نقشه تهران گرفته شده است. برای رسیدن به آمار واقعی شرکت کنندگان باید نکات زیر را در نظر گرفت: * به این مساحت باید مساحت خیابان های اطراف و میادین را اضافه کرد. * جمعیت افرادی که وسط راه برمی گردند را باید در نظر گرفت و این نکته را یادآوری که این جمعیت در ۹ دی به دلیل طولانی بودن زمان راهپیمایی چندین برابر ۲۵ خرداد بوده است. * نکته مهم این است که در نه دی تمام لاین های خیابان مملو از جمعیت بوده است ولی در ۲۵ خرداد نصف لاین ها. * جمعیت نه دی پس از پل روشندلان تراکم خیلی کمی داشت ولی از چهارراه ولیعصر تا میدان انقلاب تراکم بسیار بالا بود. * با در نظر گرفتن نکات فوق تقریبا می توان استفاده از مساحت خیابان بهترین شیوه برای مقایسه جمعیت است. * در این نوشتار اصلا دنبال برآورد دقیق جمعیت نیستم و فقط دنبال مقایسه هستم. از ارقام فوق می توانیم به این نتیجه برسیم که: ۵۴ درصد جمعیت در فاصله میدان انقلاب تا آزادی قرار می گیرند. ۴۶ درصد جمعیت در فاصله میدان امام حسین تا انقلاب قرار خواهند گرفت. طبق برآورد و ادعای جنبش به اصطلاح سبز، جمعیت ۲۵ خرداد بین یک تا سه میلیون بوده است که با توجه به آمارهای فوق می توان جمعیت راهپیمائی عاشورائیان را این طور تخمین زد: ۱میلیون * (۱۰۰/۵۶)= ۱٫۷ میلیون نفر تا ۳میلیون * (۱۰۰/۵۶)= ۵٫۳ میلیون نفر ما الان نمی خواهیم به این بپردازیم که آمار واقعی در ۲۵ خرداد چقدر بوده است اما می توانیم یک فرض معقول بکنیم: * با نگاه به تصاویر متوجه می شویم که تقریباً تمامی شرکت کنندگان هر دو راهپیمایی افراد بالای ۱۸ سال و واجد شرایط رأی دادن هستند. (که البته با فرض غیر از این هم، باز ماجرا برای هر دو طرف یکسان است) * برای اینکه به یک رقم واقعی تر دست یابیم فرض می کنیم کل طرفداران آقای موسوی در راهپیمایی ۲۵ خرداد حضور یافته اند (کل آراء میرحسین موسوی در شهر تهران حدود ۲٫۲ میلیون نفر است) آنگاه برآورد راهپیمایان ۹ دی چنین برآورد می شود: ۲٫۲میلیون*(۱۰۰/۵۶)=۳٫۹ میلیون نفر کل رأی دهندگان شهر تهران حدود ۴٫۱ میلیون نفر است. اکنون می شود گفت تقریباً تمام کسانی که در تهران رأی داده اند در راهپیمائی عاشورائیان حضور یافته اند. و نتیجه: * انجام رفتارها و بیان شعارهایی که اصل نظام و قانون اساسی و ولایت فقیه را هدف قرار داده است، نتیجه ای جز طرد شدن توسط مردم و ایجاد همدلی بیشتر در حفظ کیان انقلاب اسلامی را در پی نخواهد داشت. * مردم پای انقلاب و رهبری محکم ایستاده اند و با هیچ گروهی عقد اخوت نبسته اند. زمانی که کسی یا گروهی بر خلاف مسیر انقلاب حرکت کند، هر که باشد و هر سابقه ای داشته باشد، مردم آنها طرد می کنند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 15:0 توسط من |
|
|
اخیرا سارا بوکر، هنر پیشه، مدل و مانکن تازه مسلمان آمریکایی، توضیحاتی را درباره
خود ارائه داده است. به گزارش سایت تازه مسلمانان او در گفتگویی خود را اینگونه معرفی و علت مسلمان شدنش را اینگونه بیان می کند: من یک زن امریکائی هستم که در مرکز امریکا بدنیا آمده ام. من مانند هر دختر دیگری بزرگ شدم. با علاقه و تعلق خاطر شدید به زرق و برق زندگی در "گران شهرها". در نهایت من به فلوریدا و از آنجا به ساحل جنوبی میامی نقل مکان کردم. یک منطقه پرشور برای آنهائی که در جستجوی "زندگی پر زرق و برق" هستند. طبیعتا، من آنچه که یک دختر معمولی غربی انجام می دهد را انجام می دادم. براساس ارزیابی ارزش خودم بر مبنای میزان جلب توجه دیگران من به ظاهر و جذابیت و گیرائی خودم توجه داشتم. من مرتبا ورزش می کردم و یک مربی شخصی شدم. یک خانه شیک لب دریا خریدم و توانستم یک سبک زندگی "با کلاس" برای خود فراهم کنم. ![]() سالها گذشت تا متوجه شوم که هر چه بیشتر در "جذابیت زنانگی ام" پیشرفت می کنم درجه رضایت شخصی و خوشبختی ام افت می کند. من برده مد بودم. من گروگان ظاهرم بودم. به علت افزایش مستمر فاصله میان رضایت شخصی من و سبک زندگی ام، من در فرار از الکل و مهمانی ها (پارتی ها) به مراقبه (مدیتیشن) و مذاهب غیرمتعارف پناه می بردم. اما یک فاصله کوچک به یک دره تبدیل گشت. و در نهایت متوجه شدم که تمامی آنها فقط یک مسکن هستند و نه یک درمان موثر. یازده سپتامبر ۲۰۰۱، زمانی که من شاهد رگبار پی در پی اسلام، ارزشها و فرهنگ اسلامی، و اعلام شرم آور "جنگ صلیبی جدید" بودم، توجه ام به چیزی بنام اسلام آغاز شد. تا آن زمان، تمام چیزهائی که برای من با اسلام تداعی می گردید عبارت بودند از: زنان پوشیده در "چادر"، کتک زنندگان زنان (همسران)، حرام ها، و یک دنیا ترور و وحشت. یک روز من با قرآن، کتابی که در غرب بطور منفی کلیشه ای معرفی شده است برخورد کردم. در ابتدا سبک و نحوه برخورد قرآن مرا تحت تاثیر قرار داد، و سپس نگاه آن به هستی، زندگی، آفرینش، و ارتباط میان خالق و مخلوق مرا به شگفتی آورد. من قرآن را خطابه ای مملو از بصیرت و بینش برای قلب و روح، بدون نیاز به هیچ مترجم (مفسر) و کشیشی یافتم. سرانجام من حقیقت را دریافتم: فعالیت ارضاء کننده جدید من چیزی جز قبول مذهبی بنام اسلام، که می تواند سرچشمه آرامش برای من بعنوان یک مسلمان "فعال" باشد، نبود. من یک ردای زیبای بلند و یک پوشش سر که شبیه لباس عرفی زنان مسلمان است خریداری کردم و در خیابان ها و محله هائی که روزهای پیشین با شلوار کوتاه، بیکینی، و یا با لباس کار "شیک" سبک غربی در آنها راه میرفتم، ظاهرشدم. اگر چه مردم، چهره ها، و مغازه ها همه همان ها بودند، اما یک چیز بطرزی چشمگیر و استثنائی متفاوت بود، من همان نبودم و نه آرامشی که من برای اولین بار در زن بودن تجربه کردم. من احساس کردم که همه زنجیرها پاره شده اند و من بالاخره آزاد شده ام. من از چهره های حیرت زده جدید مردم، در مکانی که زمانی چهره هائی که پر از نگاه های شکارچی برشکار بود را تجربه کرده بودم، لذت می بردم. ناگهان یک بار از دوش من برداشته شد. من دیگر تمامی وقت ام را صرف خرید، آرایش، درست کردن موهایم، و تمرین بدنی برای خوش اندام شدن نمی کردم. سرانجام، من آزاد شدم. من از حجاب رضایت داشتم، اما دیدن رو به افزایش زنان مسلمانی که از نقاب استفاده می کنند کنجکاوی مرا درباره نقاب برانگیخت. من نظر همسر مسلمانم را، که پس از اسلام آوردن با او ازدواج کردم، درباره گذاشتن نقاب و یا بسنده کردن به حجاب را جویا شدم. به نظر او حجاب در اسلام امری واجب است، در حالی که نقاب نیست. در آن زمان، حجاب من شامل پوشش سری که تمامی سر مرا بجز صورتم رامی پوشاند، و یک ردای سیاه بلند گشاد بنام "عبا" که تمامی بدن مرا از گردن تا نوک پا را می پوشاند، بود. هیچ چیز مرا از تعویض بیکینی ام در ساحل جنوبی و زندگی پر زرق و برق سبک غربی ام با زندگی کردن در آرامش با خالقم و لذت بردن از زندگی در میان همنوعانم بعنوان یک شخص با ارزش، خوشحال نمی کند. بدین دلیل است که من استفاده از نقاب را انتخاب کرده ام، و تا پای مرگ از حق لاینفک ام برای پوشیدن اش دفاع خواهم نمود. به شما زنانی که مفاهیم زشت کلیشه ای علیه حجاب فروتنانه اسلامی را می پذیرید، می گویم که: شما نمی دانید که چه چیزی را دارید از دست می دهید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 22:43 توسط من |
|
![]() ![]() وبلاگ شوند نوشت:طبق خیالپردازیهای ! یک منبع ! آگاه ! “یک خانم” به نام
ترانه موسوی پس از بازداشت مورد هتک حرمت واقع شد سپس نیمه بدنش سوخته و در
محل نامعلومی دفن شد.![]() طبق دیدهها و شنیدههای میلیونها نفر از مردم لیبی و بحرینی و فیلم و عکسهای رسانههای خبری بیش از “هشت هزار نفر خانم و آقا”به طرز فجیعی جانباختند. ![]() حقوق بشر غربی یعنی اینکه عکس بزرگ یک ” کسی” که هویت درستی ندارد و بر اساس شایعات بزرگ شده را میبرن در مجالس گوناگون دولتی و اظهار تاسف میکنند از وضعیت ایران؛ ولی وقتی این حجم کشته را به صورت مستند میبینند تنها جلسه میگذارند که چه بکنند نفتشان کاهش نیابد که مبادا سود کمتر به جیب بزنند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 17:27 توسط من |
|
|
به گزارش برنا به نقل از آل ویسز، این زندان زیر منطقه ای است که مردم
لیبی از آن به عنوان پناهگاه معمر قذافی و خانواده اش یاد می کنند که مرگ
صدها زندانی و سرباز در این منطقه روی داده است.
بر اساس گزارش ها، این زندان یک در فلزی دارد. در ورودی آن به ضخامت ۳۰ سانتی متر و دری مشابه آن در داخل زندان دیده می شود. ![]() این زندان بنا به گفته شاهدان عینی بدتر از زندان ابوغریب است، چرا که حتی کسی نمی تواند به راحتی در آن استراحت کند. برخی منابع عربی می گویند که احتمالا این زندان کشف شده، زندان امام موسی صدر بوده است. ![]() گفتنی است؛ سید موسی صدر مرجع دینی و سیاسی شیعیان است که پس از هجرت از ایران به لبنان، مجلس اعلای شیعیان لبنان را تأسیس کرد و رهبری فکری و سیاسی شیعیان این کشور را عهدهدار شد. وی در ۹ شهریور ۱۳۵۷، طی سفری رسمی به لیبی به دعوت معمر قذافی، ناپدید شد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 23:28 توسط من |
|
|
سینما تقریبا تأثیر گذارترین رسانه است اما اکثر کسانی که این رسانه در اختیارشونه غیر از هنر سینما در بقیه مسائل صاحب نظر نیستند لذا اکثر فیلمها نمیتونه برای طرح مشکلات یا ارائه راه حلها مسیر مناسبی رو پیش پای مردم بگذاره مگر اینکه کارگردان در فیلم سازی فقط در مورد قالب تصمیم بگیره و مضمون رو به اهل علم در هر رشته ای واگذار کنه که متأسفانه به هر دلیل کارگردانها تن به این مسئله نمیدن |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم اسفند 1389ساعت 0:59 توسط من |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|